هاشم حسيني تهرانى

75

علوم العربية

افعال است ، ولى بيشتر مطاوع ثلاثى مجرد است و براى باب افعال بسيار كم است ، و فاعل باب انفعال در آن دو باب مفعول مىشود ، مانند : " انشقّت السّماء : شكافته شد آسمان " و البته شكافته شدن شكافنده ميخواهد ، پس اگر خواستيم شكافنده را ذكر نمائيم ميگوئيم : " شقّ اللّه السّماء فانشقّت : شكافت خدا آسمان را پس شكافته شد " پس " انشقّت " مطاوع " شقّ " است ، يعنى : " شقّ : شكافتن " فعلى است كه از فاعلش صادر شده ، و اثرش كه " انشقاق : شكافته شدن " است بر سماء واقع شده ، و سماء آن اثر را قبول كرده است ، و سماء در اين مثال مفعول " شقّ " و فاعل " انشقّت " است ، و در " انشقّت " ضمير " هى " مستتر ، و به سماء راجع است ، و بر اين قياس است مثالهاى ديگر چنانچه گفته مىشود : " كسرت الكوز فانكسر : شكستم كوز را پس شكسته شد " " قطعت الحبل فانقطع : بريدم ريسمان را پس بريده شد " و مطاوعه انفعال از باب افعال مانند : " اعدم اللّه النّفاق فانعدم : نابود كرد خدا نفاق را پس نابود شد " " اطلقت الابل فانطلق : روان كردم شتر را پس روان شد " . " از عجت الحجر فانزعج : از جاى بركندم سنگ را پس كنده شد " و مطاوع باب افعال در بيشتر موارد ثلاثى مجرد است ، مانند : " اخرجت زيدا فخرج : بيرون كردم زيد را پس بيرون شد "